اسرائیل از هرگونه تقابل نظامی با سوریه در هراس است

موسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل در گزارشی به قلم بندتا برتی نوشت: درحالی که چشم همه دنیا به برخورد نظامی شدید میان اسرائیل و حماس در غزه دوخته شده بود، اسرائیل نگران ناآرامی ها در کشورهای همسایه خود بود. از اعتراضات مردم علیه دولت در اردن گرفته تا تداوم ناامنی در صحرای سینای مصر و افزایش نا آرامی ها در کرانه باختری. حتی اخیرا شکست آتش بس چندین ساله با سوریه پس از دهه ها آرامش، تبدیل به یک نگرانی بالقوه برای اسرائیل شده است. درهفته های گذشته، بارها آتش افروزی های جنگ داخلی سوریه به اسرائیل کشیده شده است.

البته این حوادث، اولین نمونه ها از اصابت خمپاره های سرگردان سوری به خاک اسرائیل در مناطق تحت کنترل این کشور در بلندی های جولان نیست، چیزی که در طول این هفته های اخیر تغییر کرده این است که ارتش اسرائیل تصمیم گرفته است برای اولین بار به این خمپاره ها پاسخ دهد. اولین شلیک هشدار ارتش اسرائیل به سمت سوریه با اظهارات بین المللی همراه شد که اسرائیل به هیچ عنوان تجاوز به حریمش را به هر نحوی تحمل نخواهد کرد.

این رویارویی ها بدلیل این بسیار با اهمیت اند که قوانین سفت و محکم میان حکومت اسد و اسرائیل را زیرسوال می برند، قوانینی که با وجود دشمنی متقابل موجود، توانسته اند سالها دو کشور را در دوطرف خط آتش بس آرام نگه دارند.

با وجود افزایش تنش ها، این دور از ذهن نیست که بپرسیم؛ آیا اسرائیل یا سوریه می خواهند به طرف یک برخورد نظامی بروند و اینکه آیا ممکن است درگیری های میان اسرائیل و حماس به مناطق دیگر گسترش یابد. درحال حاضر، پاسخ باید منفی باشد.

اسد در ماه های می و ژوئن سال 2011 با اجازه دادن به انتقال پناهندگان فلسطینی به نزدیکی های خط آتش بس، تاحدی به تکنیکی متوسل شد، که به " شلیک هشدار از سوی اسرائیل" منجر شد. اگرچه دولت سوریه در سازماندهی اعتراضات نواحی مرزی در بهار 2011 نقشی نداشت، اما اجازۂ این انتقال را داد تا در آینده از آنها برای تقویت نقش خود بعنوان "حامی مقاومت" بهره برداری کند. همچنین دولت سوریه از هرج و مرج های مرزی استفاده کرد تا به اسرائیل این پیام را برساند که اگر دولت اسد سقوط کند بی قانونی و خشونت سوریه را فراخواهد گرفت که این به ضرر اسرائیل خواهد بود.

با این وجود فراسوی این رویدادهای محدود، دولت سوریه به شدت از تحریک ناآرامی ها درکنار خط آتش بس پرهیز کرده است و بیشتر فقط به لفاظی های ضد اسرائیلی پرداخته است.

این سخت است که باور کنیم حالا اسد سیاست خودش را تغییر داده و آشکارا به دنبال تقابل نظامی با اسرائیل است. رژیم روز به روز با چالش های جدی تری از سوی مخالفان روبرو می شود و بیشتر در باطلاق این جنگ داخلی فرومی رود. به این ترتیب، این بسیار دور از انتظار است که بخواهد یک درگیری دیگر برای خودش ایجاد کند. با این ظواهر، رژیم سوریه رژیمی بی رحم است و براحتی سیاست وحشیانه خودش را درقبال مخالفان داخلی خود ادامه می دهد. ماجراجویی خارجی احتمالا جزء مهره های بازی اسد نیست، با این وجود این حقیقت است که تکرار کشمکش ها با اسرائیل مقبولیت رژیم را تقویت خواهد کرد. درمقابل، رژیم به طورغیر مستقیم از بیرون ماندن از درگیری با اسرائیل و حماس سود می برد، چراکه درگیری میان این دو (اسرائیل و حماس) توجه جامعه جهانی و فشارهای بین المللی را از دمشق منحرف می کند و به رژیم مهلت بیشتری می دهد تا به سرکوب مخالفان ادامه دهد..

از سوی دیگر، اسرائیل ممکن است به فکر نشان دادن واکنش خشن تری نسبت به سرایت خشونت های سوریه بیفتد، با آگاهی به این مساله که مرزهایش از قبل ملتهب تر هستند و باید به فکر تقویت قدرت بازدارندگی خود در منطقه باشد.

اما درگیری نظامی با رژیم اسد نه تنها امنیت منطقه را به خطر خواهد انداخت بلکه مخرب هم خواهد بود. از ابتدای شروع جنبش های بهار عربی، اسرائیل همواره از تحولات جاری در منطقه نگران بوده و پنهانی درصدد مسلط شدن براوضاع است.

در ابتدا این موضع درقبال سوریه هم پیگیری می شد. بحث این بود که اگرچه اسد دشمن آنهاست، اما او هم محطاط است هم قابل پیش بینی که این مساله او را تبدیل به گزینۂ بهتری نسبت به یک دولت بالقوۂ رادیکال اسلامی در مرز اسرائیل می کند. اگرچه با گذشت زمان و شدیدتر شدن درگیری ها، اسرائیل به تدریج موضع خود را تغییر داد و بجای حمایت از وضع موجود آشکارا اسد را محکوم کرد. داخل حلقه های تصمیم سازی درون اسرائیل، روز به روز صداهای بیشتری که خواستار سقوط رژیم اسد هستند شنیده می شوند. منطقی که در پس این موضع گیری قراردارد این است که ارزش ضربۂ مهلکی که سقوط اسد به دو دشمن منطقه ای اسرائیل یعنی ایران و حزب الله می زند بیشتر از خطرات احتمالی روی کار آمدن یک دولت جدید غیرقابل پیش بینی در سوریه است.

این نکته درست است، با این که سیاست اسرائیل درقبال سوریه بیشتر منفعلانه بوده، با آگاهی از این که حمایت احتمالی اسرائیل از مخالفان یا ممکن است مورد استقبال قرارنگیرد و یا برعکس بسیار خوشایند باشد.

با درنظر داشتن این موضع گیری، اینگونه به نظرمی رسد که اسرائیل از هرگونه تقابل نظامی با سوریه در هراس است با اینکه هر دو علاقۂ چندانی به درگیری ندارند بازهم کشمکش های اخیر در خط آتش بس باید جدی گرفته شوند. به عبارت ساده تر، این کشمکش ها گواه این موضوع است که هرچه درگیری های داخل سوریه طولانی تر شود خطر منطقه ای شدن درگیری ها بیشتر می شود. جنگ کنونی داخل سوریه هم اکنون از نظر کشورهای درگیر در دو طرف منطقه ای شده است. به همین منوال دامنه و اثرات آن هم منطقه ای هستند. این مساله بیش ازپیش جامعه جهانی را مجاب می کند که هرچه زودتر به دنبال رسیدن به یک راه حل برای آن باشند.

دکتر بندتا برتی پژوهشگر سازمان مطالعات امنیت ملی، استاد دانشگاه تل آویو، عضو تازه وارد شورای آتلانتیک، و یکی از مولفان یک مقالۂ مقایسه ای به نام حماس و حزب الله هستند. علاوه براین، دکتر برتی کارشناس بین الملل در UNAOC سازمان پیوند تمدن های سازمان ملل می باشند.

منبع: خبرگزاری فارس

/ 0 نظر / 13 بازدید