زمان توافقات بین‌المللی «بدون حضور آمریکا» فرا رسیده است.

دکتر «کلر اسپنسر» رئیس برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای اندیشکده «چتم هاوس» در مقاله‌ای درباره اوضاع کنونی خاورمیانه و حمله اسرائیل به نوار غزه نوشت: همزمان با تشدید تبادل آتش موشکی و راکتی میان غزه و اسرائیل حکایتی در جهان عرب بر زبان‌ها افتاد. اساس ماجرا این است که وقتی باراک اوباما، رئیس جمهوری تازه انتخاب شده آمریکا به محد مرسی که او نیز به تازگی در مصر رئیس جمهور شده تماس گرفت تا به او بگوید که خواستار آن است تا مصر و خود محمد مرسی میانجیگر آتش‌بس میان اسرائیلی‌ها و حماس باشد، گفته می‌شود که مرسی در پاسخ از اوباما پرسیده است که «بله آقای رئیس جمهور! اما نقشی که شما قرار است بازی کنید، چیست؟»

* رئیس جمهوری آمریکا از پشت صحنه به اوضاع غزه می‌پردازد

همانطور که مشاهده شد، پاسخ به خوبی گویای مطلب بود. اوباما قرار بود سفری به منطقه جنوب شرقی آسیا داشته باشد. رئیس جمهوری آمریکا که قبل از سفر بطور علنی حمایت خود را از حق اسرائیل در دفاع از خود تأکید کرده و خواستار اجتناب دو طرف درگیری از کشته شدن غیرنظامیان شده بود، مسائل را به وزارت امور خارجه واگذار کرد و خود از پشت صحنه به موضوع پرداخت. از آن به بعد، این سران یا نمایندگان خاورمیانه یا بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد بودند که در قاهره جمع شدند یا این که رایزنی کرده و خواستار توقف تشدید خصومت‌ها و تلفات شدند.

 * اوباما نمی‌خواهد خود را در باتلاق مسائل خاورمیانه گرفتار کند

تنها بعد از این که گزارش‌هایی درباره آتش‌بس منتشر شدند باراک اوباما اقدام به اعزام هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه خود به قاهره کرد تا از مذاکره کنندگان بخواهد تا جزئیات کار را به نتیجه برسانند.

اگر توافق آتش‌بس با موفقیت همراه باشد ولی در مواجهه با دشواری‌های پیاده و اجرا کردن آن متوقف بماند، برای نخستین بار خواهد بود که در خاورمیانه چنین اتفاقی می‌افتد یا دستکم اولین نشانه از روندی است که نشان دهنده واضح‌ترین سیگنال‌ها درباره نیت باراک اوباما درباره منطقه در طول دوره دوم ریاست جمهوری بوده است. همانطور که «تام فریدمن» در مقاله‌ای در روزنامه نیویورک تایمز نوشت «اوباما نخستین رئیس جمهوری آمریکا نخواهد بود که تمایل خود را برای خودداری از گرفتار شدن در باتلاق دیپلماتیک و سیاسی خاورمیانه نشان می‌دهد ولی ناچرا است که به میانجیگری و مدیریت جزئیات ورود پیدا کند.» معنی آن این است که هر رئیس جمهور آمریکا که از زمان «دوایت آیزنهاور» سر کار آمده با یک کشور خاورمیانه‌ای که برای وی اسباب زحمت را فراهم کرده، درگیر بوده است.

 * زمان آن گذشته تا اسرائیل منتظر آمریکا بماند تا نخستین حرکت را در راه میانجیگری صلح بردارد

به هرحال، در مورد اسرائیل فریدمن در تفسری که پیش از آن نوشته بود، چنین هشدار داده بود که «اوباما فهمیده تا زمانی که سران منطقه‌ای تلاش خود را برای خروج از بحران‌های متعدد و به هم مرتبطی که اکنون به نقاط مختلف خاورمیانه کشیده شده، به خرج ندهند، آمریکا این کار را برایشان انجام نخواهد داد.

اوباما و در کل آمریکایی‌ها با مسائلی داخلی دست به گریبان هستند که باید به آنها رسیدگی کنند. با تمرکز بیشتر آمریکا به آسیا دیگر زمان آن گذشته که اسرائیل صبر کند تا ببیند آمریکا نخستین گام را برای شروع روند صلحی منطقه‌ای بردارد و آغاز کند، گذشته است.

* حمایت ترکیه، عربستان و قطر از شورشیان سوری نتیجه امتناع آمریکا از مداخله مستقیم در خاورمیانه

اگر چنین شود این مانند موسیقی گوشنوازی برای آن دسته از راستگریان اسرائیلی خواهد بود که هرگز به دنبال صلح با فلسطینیان نبوده‌اند یا هرگز از دادن زمین در ازای راهکار تشکیل دو کشور مستقل در خاورمیانه حمایت نکرده‌اند. این امر همچنین شاید برای اهداف بسیاری از دیگر بازیگران مناسب باشد و کسانی که بخاطر نبود محدودیت‌های اعمالی از سوی آمریکا جسارت یافته‌اند که اهداف مورد نظر خود را جستجو کنند چه این کار در  مخالفت با هپیمانان سنتی آمریکا در منطقه مانند اسرائیل،‌ ترکیه یا کشورهای امیرنشین حاشیه خلیج فارس باشد یا با ائتلاف با آأنها صورت گیرد درست مانند آن چه که در تسلیح مستقیم یا غیرمستقیم گروه‌های مسلح مخالف دولت سوریه توسط ترکیه، عربستان و قطر شاهدیم.

* برخی خواستار حضور آمریکایی‌ها در منطقه هستند تا هر وقت لازم شد وارد عمل شود

مدت‌ها است که بسیاری از طرف‌ها در خاورمیانه مناسب می‌بینند که آمریکا و همراهی‌اش با اسرائیل را مقصر نابسامانی‌ها در این منطقه بدانند در عین حال همچنین انتظار دارند که آمریکایی‌ها در منطقه حضور داشته باشند تا اوضاع را رو به راه کرده و مانع از بروز و تشدید تنش‌ها شوند یا مثلاً در مورد سوریه هدایت تغییر سریع نظام در سوریه را دنبال کند. حتی دشمنان آمریکا مانند ایران نیز انتظار دارد آمریکا به نوعی به اظهارنظرات و مانورهای منطقه‌ایشان واکنش نشان دهد.

* آمریکا برای حفظ اقتصاد خود همچنان نیازمند ثبات در عربستان و مناطق اطراف است

با گزارشی که اخیراً درباره اوضاع آینده انرژی در دنیا توسط سازمان بین‌المللی انرژی صادر شد و در آن پیش بینی شده که آمریکا تا سال 2020 بش از عربستان نفت تولید و صادر خواهد کرد، زنگ خطری موقتاً در منطقه به صدار در آمده است. اگر زمانی وابستگی آمریکا به نفت منطقه به سرعت از بین برود، شاید باراک اوباما واقعاً بتواند خروج آمریکا از خاورمیانه را در این شرایط هماهنگ کند. عده‌ای دیگر نیز بعد از این مسایل عنوان کرده‌اند که هنوز آمریکا نیازمند ثبات در عربستان سعودی و مناطق اطراف آن است تا ثبات قیمت بازار نفت را که اقتصاد آمریکا به آن بستگی خواهد داشت، حفظ کند.

* دوری آمریکا از ایفای نقش منطقه‌ای، بار مسئولیت اتحادیه اروپا را سنگین‌تر می‌کند

به هر حال، اگر قرار باشد که اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها به حال خود رها شوند (البته به جز حفظ تضمین آمریکا برای امنیت اسرائیل در کنار یا بدون روند صلح) احتمال فراوانی وجود دارد که اروپایی‌ها زودتر از هر طرف دیگری با معمای سختی مواجه شوند. اتحادیه اروپا که موظف به تأمین اکثریت بودجه تشکیلات خودگردان است، مدت‌ها است تلاش دارد توافقی میان فلسطینی‌ها و اسرائیلی از طریق مذاکره ایجاد کند. اگر با وجود بحران موجود در غزه، محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگرادان باز هم در جلسه 29 نوامبر تلاش کند جایگاه نظارتی برای این تشکیلات در مجمع عمومی سازمان ملل به دست آورد، دورنمای رسیدن به روندی مذاکره‌ای با پیچدگی تازه‌ای مواجه خواهد شد. باوری که بطور گسترده در بسیاری از فلسطینی‌ها وجود دارد این است که اسرائیل هرگز بطور داوطلبانه با خواسته آنها برای رسیدن به موقعیت یک کشور مستقل توافق نخواهد کرد.

 * وقت آن است که رسیدن به توافقات بین‌المللی بدون حضور آمریکا مطرح شود

نشست دیگری که قرار است در آینده برگزار شود و تحت شعاع حوادث اخیر قرار گرفته دومین نشست سران اتحادیه عرب و اتحادیه اروپا است که قرار است در سطح وزرای خارجه برگزار شود. این امر کمکی برای ارایه این ایده است که مبنانی کار را بتوان بدون حضور آمریکا در جلسه تأیید کرد. در بیانیه مشترک نشست سران اتحادیه عرب که 14 نوامبر در قاهره برگزار شد، همه طرف‌ها بار دیگر بر موضع خود مبنی بر این امر تأکید کردند که نباید در مرزهای که پیش از جنگ 1967 توافق شده بود، تغییری ایجاد شود البته به جز آن دسته از مرزهایی که میان طرفین در مورد بیت‌المقدس توافق شده بود.

به گفته یکی از تحلیلگران امور اتحادیه اروپا، در دنیایی که در آن اتحادیه اروپا تفکر ژئوپلیتکی خود را از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون به آمریکا سپرده، این تحولات شروعی ضعیف اما در عین حال مهم برای بازبینی این امر است که چه کسی باید درباره خاورمیانه تصمیم بگیرد.

منبع: خبرگزاری فارس

/ 1 نظر / 3 بازدید
www.sekoya.ir

سلام از وبلاگتون ديدن کردم وبلاگ بسيار زيبا و خوبي داريد واقعا بهتون تبريک ميگم اگر افتخار ميديد شما هم از وبم ديدن کنيد.